رو به تباهي ميرفت، و چون جريان فكر را متوقف ساخته بود، هرگونه خرافاتي را كه اين جريان با خود آورده بود به گرد خويش ميآكند. به علاوه، شكل والاتر تنجيم، پيش از سدهٴ دوازدهم به غرب لاتيني راه نيافته بود، و اگر هم راه يافته بود، مسيحيان قادر به فهم آن نبودند، از اينرو تنجيمشان عمدتاً از نوع فرومايهاي بود. بهطور خلاصه پيشرفت علمي غرب لاتيني متوقف مانده بود، و به همان دليل توضيحات باطل اخترگويان آسانتر پذيرفته ميشد؛ اين نوع دَوْر معيوب بود. آنان كه فاقد هرگونه تجربهٴ علمي شخصي بودند، بسي آسانتر از نخبگان مسلمان به دام ميافتادند. البته، پس از قرون يازدهم و دوازدهم ميلادي، اوضاع به تدريج عوض شد، پرتوي كه از شرق تابيده بود، در غرب درخشيدن گرفت و شعلههاي آن از آن پس پيوسته بلندتر شد، حال آن كه در مأواي پيشينش به تدريج خاموش ميشد.
مورخ علم نميتواند به مطالعهٴ خرافات و جادو، يعني مطالب نامعقول، توجه زيادي معطوف دارد، زيرا اين كار در فهم پيشرفت انسان به او كمك زيادي نميكند. جادو اساساً غيرپيشرو و محافظهكار است، علم اساساً پيشرو است. اولي به قهقرا ميرود، و دومي به پيش ميگرايد. ما نميتوانيم به هر دو جريان يكباره بپردازيم، جز در موقعي كه كشمكش دايمي آنها را خاطرنشان كنيم. حتي اين هم چندان آموزنده نيست، زيرا اين كشمكش در طول اعصار كمتر تغيير كرده است. نابخردي بشر كه يكباره غيرپيشرو، غيرقابل تغيير و فاقد مسئوليت باشد، مطالعه دربارهٴ آن را كاري نوميدانه ميسازد. براي احاطه بر آنچه مبهم است، و پژوهش در تاريخ آنچه رشد نيافته است، علل زيادي نميتواند موجود باشد.
برعكس، از آنچه گفته شد كاملاً معلوم ميشود كه تاريخ تنجيم بايد با دقت بررسي شود و برخي قسمتهاي آن چنان صميمانه با تاريخ علم مربوط است كه نميتوان از آن جدايش كرد.
اين اشاره با شدت بيشتري شامل كيميا نيز ميشود، چون در اين مورد زمينهٴ بيشتري براي تماس مستمر با موضوعات تجربي تازهاي وجود داشت كه عليرغم تعبيرات غلط، باارزش بود. مسلماً امور تجربي خوب داراي ارزش هميشگي بود. آنها را ميتوان با سنگهاي فناناپذير يك بنا مقايسه كرد؛ بنا، يعني نظام علمي، محكوم است كه دير يا زود متروك شود و زوال يابد، ولي سنگهاي عالي دوباره در بناي جديد به كار ميرود. از اينرو موضوعات كيميا بيش از ساختمان آن دوام يافت: بسياري از آنها امروزه اجزاي لازم معلومات شيميايي ماست.
البته اگر ما به شدت برخي نظريههاي مربوط به تنجيم و كيميا را (صرفنظر از خرافات كاملي كه احياناً به آنها اضافه شده) مورد انتقاد قرار دهيم، اشتباه بزرگي خواهيم كرد. براي قضاوت مناسب دربارهٴ موفقيتهاي علمي هر عصري، بايد آنها را نه با عصر خودمان، بلكه با آنچه اندكي پيش از آن به دست آمده، مقايسه كنيم. بايد از خودمان بپرسيم كه آيا موفقيتهاي تازه پيشرفتي را نسبت به ماقبل نشان ميدهد، و آيا آنها در جهت درستي صورت گرفته است.